دوباره بیمارستان - 1 شهریور 92 -به مناسبت روز پزشک
سلام پسرکم 5شنبه از صبح میگفتی دلم پیچ میخوره مامان عرق نعنا بده قبل از ناهار کله ملق میزدی و پهلوت خورد به لبه میز و فکر کردیم چیزی نشده موقع ناهار یک لقمه پلو خورشت خوردی و نتونستی قورت بدی و آوردی بالاو پهلوت رو گرفته بودی و گریه میکردی و بیحال شدی و خوابیدی رو مبل و تکون نمیخوردی و میگفتی درد دارم و برات حوله گرم کردم گذاشتم بعدش بابایی اومد پهلوت رو دست زد و دید ورم کرده و ترسیدیم که شکسته باشه دنده هات ساعت 3 ظهرسریع رفتیم بیمارستان میلاد و اورژانس متخصص جراحی دکتر پایدار ( دکتر جراح بابایی هم بود و دوسال پیش بابایی رو عمل کرده بود.) اومد دیدت و عکس و سونوگرافی و ... گرفتیم و بعد ر...




